امروز‌ :تیر 4, 1398

بیوگرافی :

محمدرضا حافظی در سال 1310 به دنیا آمد.
وی مدرک فوق لیسانس معماری خود را از دانشگاه شهید بهشتی دریافت کرد.
حافظی برای ادامه تحصیل به انگلستان رفت و مدرک دکترای معماری را از دانشگاه مهندسی عمران لیدز اخذ کرد.

وی طراح برج میلاد تهران است و به گفته خودش:


“سال 71 هنگامی که شهرداری تهران اعلام کرد سازمان زیباسازی درصدد انتخاب نماد جدیدی با ارتفاع 200 متر برای شهر تهران است با برخی دوستان پیشنهاد ساخت برجی مخابراتی- تلویزیونی را به شهرداری ارائه کردیم… 


برج میلاد با استعانت از خداوند متعال و با تکیه بر اندوخته‌های خودی و دانش بومی بنا شده است…
پروژه برج میلاد فرصتی برای به ظهور رساندن توان مهندسی کشور بود که تا زمان احداث آن، این توان به چالش کشیده نشده بود.

برج میلاد

نمایی زیبا از برج میلاد اثر دکتر محمد رضا حافظی

همه ما حداقل یک‌بار برج میلاد را دیده‌ایم. این برج حالا در کنار برج آزادی به نماد تهران تبدیل‌شده است. برج میلاد از بلندترین برج‌های مخابراتی جهان است و در لیست برج‌های مخابراتی بلند جهان در رتبه ششم قرار دارد. برج میلاد هم‌چنین به‌عنوان نوزدهمین سازه بلند نامتکی دنیا شناخته‌شده است.


زیربنای این برج چیزی حدود ۱۳ هزار متر است و این برج زیبا به دلیل بلندی و ظاهر متفاوتش تقریباً از همه جای تهران دیده می‌شود.

ماجرای خیرشدن محمدرضا حافظی :

رئیس مجمع خیرین مدرسه ساز کشور گفت: مرگ پسرم موجب شد تحولی در کار من ایجاد شود تا کار او که مدرسه سازی بود را ادامه دهم لذا می توان گفت مدرسه سازی می تواند در یک خانواده و یا در یک اجتماع تحولی به وجود آورد.

این بار به آشنایی بیشتر با فردی پرداخته ایم که از پیشگامان و خیرین در عرصه مدرسه سازی است که زندگی و سرمایه خود را در راه خدمت رسانی به مردم کشورش اختصاص داده است.

محمدرضا حافظی خیر مدرسه سازی است که در شهر بروجرد استان لرستان متولد شد. وی در آستانه 86 سالگی قرار دارد و همچنان در فعالیت های خیریه پیش قدم است. 

دکتر محمد رضا حافظی در 67 سالگی

جوانی 24 ساله داشتم که عصای پیری‌ام بود و هرچه او را شارژ مالی می‌کردم احساس می‌کردم چیزی برای او باقی نمی‌ماند و فوق‌العاده نگران زندگی و آینده این جوان بودم و اینکه وقتی این دنیا را ترک کنم آنچه اندوخته زندگی‌ام است ممکن به باد فنا دهد و برداشتم از این جوان این بود که ممکن است پولی که به او می‌دهم در راه غیر صواب هزینه می‌کند.

دختری را برای فرزندم انتخاب کرده و منزلی را در خیابان آفریقا خریداری کردم و خانواده آن دختر جهیزیه را در این خانه مستقر کردند و قرار بود فروردین سال بعد مراسم عروسی برگزار شود.

حادثه تلخی که 17 سال پیش به وقوع پیوست

ایام عید که فرا می‌رسد در تمام خانواده‌ها رسم این است که جشن گرفته شیرینی و گل آماده می‌کنند هنوز تمام جزئیات آن را خاطر دارم؛ این ماجرا مربوط به 17 سال پیش است؛ دقیقا هنگام تحویل سال تلفن منزل‌مان به صدا در آمد.بنده و همسرم در آشپزخانه نشسته بودیم؛

همسرم گوشی را برداشت و بعد از لحظاتی گوشی از دستش افتاد و نشست گوشی را که گرفتم، فرد پشت خط پرسید «شما با امیر حافظی چه نسبتی دارید؟» پاسخ دادم «فرزندم است!» ادامه داد «با مریم مهدوی چه نسبتی دارید؟» وباز پاسخ دادم «عروسم است»؛

لحظه‌ای تأمل کرد وگفت: «متأسفانه کامیونی روی خودروی آنها آمده و هر دوی آنها فوت کرده‌اند»

.برای لحظاتی دنیا پیش چشمانم سیاه شد؛ دوستان جسدها را به پزشکی قانونی بردند و پس از تشییع، مقبره‌ای در بهشت زهرا خریداری کردم و شعری با همان احساس سرودم و بالای مزارشان قرار دادم و در آن شعر از خدای خودم گلایه کردم که در این موقعیت و کهولت سن سزاوار نبود چنین ظلمی طبیعت  به من کند؛

اما در ادامه همان شعر استغفار کردم و گفتم اگر از حدود ادب خارج شدم احساس پدری است و خدایا مرا خواهی بخشید.

دکتر محمد رضا حافظی طراح برج میلاد

واقعیت زندگی پسرم :

اما اتفاق عجیب هنگام مجلس ترحیم بود که دیدم جمعیت انبوهی حضور پیدا کردند و من هیچ ارتباطی با آنها ندارم؛ آن زمان بنده رئیس جامعه خیرین مدرسه‌ساز نبودم اصلا مدرسه‌سازی انجام نمی‌دادم و این همه آدم مرا نمی‌شناختند.

در مراسم متوجه شدم تمام افرادی که آمده بودند همه به نیکی از امیرم صحبت می‌کردند و یکی می‌گفت «پسرت چرخی برای یک فرد خریده و این فرد سرمایه‌اش را روی آن چرخ می‌گذارد و با آن کاسبی کند»؛ یا خانمی که کارشناس وزارت صنایع بود به منزلمان آمد و به همسرم گفت «تو فرزندت را نمی‌شناختی که چقدر به اجتماع کمک می‌کرد».

آن زمان فهمیدم میهمانان مجلس ختم تنها به خاطر امیر آمده‌اند و نه به خاطر بنده.

آرامش بعد از مرگ امیر

مرگ فرزندم امیر برای من آرامشی به وجود آورد نه تکدر خاطر؛ به خدایم گفتم «خدایا تو به من آموزش دادی که کار خیر در جوانی لذت دارد».

روز سوم به بالای مزار امیر رفتم و گفتم «مرگ تو به من آرامش داد و تو به من آموختی که چگونه به زندگی عمل کنم».

مدرسه سازی را از زبان او بشنوید:

اولین کاری که کردم منزلم را در خیابان آفریقا فروختم و یک دبیرستان احداث کردم و آقای مظفر وزیر وقت آموزش و پرورش آن را افتتاح کرد. 

آقای مظفر آن زمان به بنده گفت «مشیت الهی تعلق گرفت که تو با مرگ فرزندت این کار خیر بزرگی را انجام دهی و اگر یک فرزند از دست دادی امروز 1200 فرزند به دست آوردی» و در این زمان احساس کردم بهشت موعود را می‌بینم.

بعد بررسی کردم و متوجه شدم مدارس کشور همه چهارنوبته هستند و در آن زمان 28 استان در کشور وجود داشت و نمایندگان خیراندیشان هر استان را شناسایی کرده و در جوار حرم امام رضا(ع) گرد هم آمدیم و هسته مرکزی این حرکت بزرگ را در آنجا پایه‌گذاری کردیم و باور نداشتم این حرکت با چنین رشدی مواجه باشد.

برخی از فعالیت‌های دانشگاهی و تحقیقاتی دکتر محمد رضا حافظی:
عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس
رئیس دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس
رئیس دانشکده هنر دانشگاه تهران
عضویت در کمیته ملی فرهنگ کمیسیون ملی یونسکو
عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی
عضویت در کمیته ملی میراث طبیعی و فرهنگی کمیسیون ملی یونسکو

برخی از فعالیت‌های اجرایی دکتر محمد رضا حافظی:
مدیریت امور طراحی و طراح معمار برج مخابراتی تلویزیونی میلاد تهران
طراحی مرحله اول ساختمان مجتمع اداری تجاری ونک
طراحی مرحله اول و دوم دانشکده مدیریت نیرو

مرسی که همراه همیشگی ما هستید . 🙂

متولد 27 خرداد 1374 هستم متولدکرمان ما در تیم هنریم سعی داریم که بهترین و مفید ترین مطالب رو برای شما همراهان عزیز تولید کنیم . مرسی که همراه ما هستید . :)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *