امروز‌ :شهریور 31, 1398

ابوعلی حسین بن عبدالله بن حسن بن علی بن سینا، مشهور به ابوعلیِ سینا، ابن سینا ،پورسینا و شیخ الرئیس متولد ۳۵۹ ه‍.ش در بخارا – درگذشتهٔ ۲ تیر ۴۱۶ درهمدان، ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی است.

اوهمه‌چیزدان،پزشک، ریاضی‌دان، منجم، فیزیک‌دان، شیمی‌دان، روان‌شناس، جغرافی‌دان، زمین‌شناس، شاعر، منطق دان وفیلسوف ایرانی و از مشهورترین و تأثیرگذارترینِ فیلسوفان و دانشمندان ایران‌زمین است که به ویژه به دلیل آثارش در زمینه فلسفه و پزشکی اهمیت دارد.

چهره بوعلی سینا
چهره بوعلی سینا

وی نویسنده کتاب شفا یک دانشنامه علمی و فلسفی جامع است و القانون فی الطب یکی از معروف‌ترین آثار تاریخ پزشکی است.

ابوعبيد جوزجاني که نویسنده، شاگرد و شرح دهنده آثار پورسینا بوده است
از قول استادش زندگينامه او را چنين روايت مي کند:

« پدرم عبدالله پسر حسن پسر علي ابن سينا از اهالي بلخ بود. در زمامداري امير نوح ساماني به سوي بخارا نقل مکان کرد و در دهکده اي از توابع بخارا سکني گزيد و به برزگري و کشاورزي پرداخت. در آن ايام با دختري ستاره نام در دهکده افشنه که جز همان دهستان بود، ازدواج کرد.

من در سال 259 خورشيدي (980 ميلادي) به دنيا آمدم.  بعد از مدت زماني پدرم به شهر بخارا آمد، مرا به مکتب برد و به دست استاد (که گويا ابوبکر برقي بوده است) سپرد. درس قرآن و ادبيات را شروع کردم و در ده سالگي قرآن را حفظ نموده و در ادبيات مقامي کسب کردم که همدرسانم را تحت الشعاع قرار داده بودم.

با کمال جديت نزد اسماعيل زاهد فقه روي آوردم و در اين رشته به حدي رسيدم که مفتي حنفيان بخارا شدم. در همان زمان حساب را پيش يکي از سبزي فروشها که در علم حساب توانا بود فرا گرفته و رياضي را از استادي به نام محمد مساح کسب نمودم. 

ديري نگذشت که شخصي به نام عبدالله ناتلي به شهر ما آمد؛ او خود را فيلسوف معرفي کرد و پدرم وي را در خانه خود جا داد و از او خواهش کرد که مرا تعليم دهد. کتاب ايساغوجي را پيش وي خواندم و هر مسئله اي را که استاد شرح مي داد، من بهتر از او تفسير مي کردم. در مدت زماني اندک توانستم در علم منطق، سرمايه زيادي کسب کنم. کتاب اقليدس را نيز نزد ناتلي شروع کردم، پنج يا شش شکل آن را تشريح کرد، بقيه مشکل را خود حل کردم. اين بار کتاب ديگري را مورد مطالعه قرار دادم و ديگر نيازي به ناتلي نمانده بود. 

ناتلي از ما جدا شد، بعد از علم منطق و هندسه و فلکيات،  که از ناتلي و غيره فرا گرفته بودم؛ به فراگيري علوم طبيعي و ماوراء الطبيعه و علوم طب پرداختم. کتاب ماوراء الطبيعه تأليف ارسطو را پيدا کردم، ديدم بسيار مشکل است. چهل بار از اول تا به آخر خواندم و تمام مندرجاتش را حفظ کردم، اما چيزي از محتواي آن نفهميدم. 

تا روزي در بازار صحافان بخارا به سمساري برخوردم، کتابي در دست داشت، گفت: ابوعلي اين کتاب را بستان که بسيار ارزان است و صاحبش آن را از سر نيازي که به مال دارد ميفروشد. کتاب را به سه درهم خريدم و به خانه آوردم. کتاب يکي از تأليفات فارابي و شرح ماوراءالطبيعه ارسطو بود. آن وقت بود که به کمک اين کتاب ارزشمند، مشکلات علم ماوراءالطبيعه همگي بر من روشن شد.

در زمينه علم طب بسياري از کتاب هاي طبي را که در آن روزگار متداول بود، مطالعه کردم ديدم علم طب بسيار مشکل نيست.

بسيار زود در اين باره نيز پيشرفتهايي حاصل شد، که از ساير اطباي وقت پيشي گرفتم و شروع به مداواي بيماران کردم. در طب عملي تجاربي بر من کشف شد که بسياري از نظريات مندرج در کتاب ها را وارونه ديدم.  در آن ايام که با طب سر و کار داشتم شانزده سالم بود.

اين را نيز بايد يادآوري کنم که پدرم عبدالله و برادرم، که از من بزرگتر بود، گرويده باطني بودند.  اکثر اوقات بر سر مباحث نفس و عقل، که از فرقه اسماعيليه تلقين گرفته بودند، به بحث و جدل مي پرداختـند. من گوش مي دادم، اما مرام و جدل آنان را نمي پسنديدم و وقتي که مرا دعوت به گرويدن به فرقه خود نمودند ابا ورزيدم.»

ابوعبيد جوزجاني به روايتش ادامه مي دهد و مي گويد: 

« هنگامي که ابن سينا در سن هفده سالگي بود، اتفاقاً امير نوح بن منصور ساماني، که زمامدار بخارا بود، بيمار شد. طبيبان بزرگ بخارايي با به بالين امير دعوت کردند. اين سينا جوان هم خود را در ميان آنان جا زد و به عيادت امير رفت».

خود او در اين باره مي گويد: 

طبيبان همگي از تشخيص بيماري درماندند. خدا را شکر که تشخيص من درست از آب درآمد و مداواي من اثر رضايت بخش بخشيد و امير به زودي شفا يافت

گويند بيماري امير نوح ساماني چنان بود که جملگي عضلاتش چنان سخت و سفت شده بود که توان حرکت را به کلي از او سلب کرده و ياراي هيچ حرکتي نداشت. طبيباني که به بالينش رفتند از علاج درمانده و سپر انداختند. ابن سيناي جوان بعد از معاينه دقيق دستور داد که حوض حياط امير را مملو از ماهي رعاده (لرز ماهي) کنند. امير را لخت کرده و در قفس چوبين قرار داد و در وسط حوض جا داد. در اثر نيروي الکتريسيته اي که از ماهي رعاده توليد مي شود و با جسم امير تماس مي گرفت، امير به کلي از بيماري سفتي عضلات نجات يافت. ناگفته نماند که در هر ماهي رعاده قدرت توليد الکتريسيته به سي ولت مي رسد. از اين رو پيداست که ابوعلي سينا يک هزار سال قبل از پيدايش روش معالجه با برق و حتا قبل از اختراع برق به تأثير آن پي برده است. امير نوح در مقابل اين معالجه شگف انگيز مي خواست پاداش شاياني به ابن سيناي جوان بدهد. در جواب امير که گفت: « ابو علي هر چه بخواهي مي دهم». ابن سينا گفت: « تنها پاداش من اين باشد که اجازه بفرمايي در مطالعه کتاب هاي کتابخانه امير آزاد باشم».

نمای داخل آرامگاه ابن سینا همدان
آرامگاه ابن سینا ۱۲ ستون دارد. این دوازده ستون در واقع نشانگر ۱۲ دانشی هستند که ابن سینا بر آنها احاطه داشته است

براي هر حکمي در معالجه و هر بياني در تشريح جسم آدمي، دلايل له و عليه را با هم آورده است. شيخ الرئيس  ابن سينا اولين دانشمند اسلامي است که کتابهاي جامع و منظم در فلسفه نوشته است. کتاب شفاي او در واقع حکم يک دائرةالمعارف فلسفي را دارد. علاوه بر شفا کتاب هاي نجات، اشارات و تنبيهات، قراضه طبيعيات، مبداء و معاد و داستان حي بن يقطان را همگي در فلسفه نوشته است.

در ایران، اول شهریور ماه، همزمان با زادروز بوعلی سینا، به پاس تألیفات و خدمات وی، به علوم پزشکی و فعالیت وی در این رشته، و تجلیل از پزشکان، روز پزشک نام گذاری شده‌است.

مجسمه حکیم شیخ الرئیس بوعلی سینا در میدان ابن سینا شهر جدید گلبهار
مجسمه حکیم شیخ الرئیس ابن سینا در میدان ابن سینا شهر جدید گلبهار
پور سینا:

آنكه در هنگام دوستی تو را ستایش كند بر چیزی كه در تو نیست،
در دشمنی نیز تو را بدگویی كند بر چیزی كه در تو نباشد.

«آثار ابن سینا» در منطق و حکمت:

الاشارات و تنبیهات:

حاوی مطالبی است در حکمت و نیز در منطق و علم طبیعی و الهی. در یکی از مهمترین بخش های این کتاب، شرح «خواجه نصیرالدین طوسی»، به نام «حل مشکلات الاشارات» نیز آمده است.

الانصاف:

این کتاب از جمله ی بزرگ ترین کتاب های شیخ بوده و در آن پس از تحقیق در اقوال مشرقی ها یعنی شارحان کتاب های ارسطو در بغداد و ممالک شرقی اسلامی و مغربی ها یعنی شارحان کتب ارسطو در اسکندریه و سایر مراکز زبان یونانی در شرح حکمت ارسطو، به انصاف از آن ها صحبت کرده است. از این کتاب، بخش هایی باقی مانده است مانند شرح «مقاله اللام» از «کتاب الحروف» ارسطو و شرح «اثولوجیا» که آن نیز به ارسطو نسبت داده شده است.

الحکمه‌ العروضیه:

«ابن سینا» این کتاب را در بیست و یک سالگی به اسم «ابوالحسن احمد ابن عبدالله العروض»، همسایه ی خود در «بخارا» نوشته است.


•الحکمه‌ المشرقیه یا الفلسفه‌ المشرقیه:

که منطق آن در دست است و به انضمام مجموعه ی اشعار عربی شیخ که در قاهره چاپ شده است.

کتاب «الشفا»:
کتاب شفا ابن سینا به عربی
کتاب شفا ابن سینا به عربی

کتاب «الشفا»، مهمترین کتاب «ابن سینا» در حکمت است که چهار قسمت را شامل می شود: منطق، طبیعیات، ریاضیات و الهیات. هر یک از این بخش ها خود به فنون و مقالات و فصل هایی دیگر تقسیم می شود. ترجمه ی بخش هایی از این کتاب به عبری، آلمانی، لاتین، فرانسوی و فارسی در دست است.

عیون الحکمه:

این کتاب در منطق طبیعی و الهی نوشته شده که «امام فخر رازی» حکیم مشهور قرن ششم و آغاز قرن هفتم آن را شرح کرده است.

المباحثات:

این کتاب مجموعه ای است از جواب های شیخ به سؤالاتی که از سوی شاگردان او، «بهمنیار‌بن مرزبان» و «ابومنصور‌بن زیله» مطرح شده است و به همین سبب در این کتاب از مطالب متفرق فلسفی سخن به میان آمده است.

النجاه:

خلاصه ای است از شفا که به قلم خود او نوشته شده و بدین سبب حاوی نکات جامعی درباره ی منطق و فلسفه است. بخش ریاضی این کتاب را «ابوعبید‌عبدالواحد‌بن محمد جوزجانی» شاگرد شیخ از قسمت ریاضی کتاب الشفا خلاصه کرده است.

در باب علوم شرعیه:

«ابن سینا» تفسیرهایی بر بعضی از سوره های قرآن دارد که در واقع در تطبیق اصول عقاید فلسفی بر مبنای دین اسلام نوشته شده است:

تفسیر «ثمّ استوی الی السماء و هی دخان»، تفسیر «سوره الاخلاص» ، تفسیر «سوره‌ الاعلی»، تفسیر «سوره الفلق» معروف به «المعوذه الاولی»، تفسیر «سوره الناس» معروف به «المعوّذه الثانیه».

کتاب های ابن سینا:

دکتر «ذبیح الله صفا» کتاب های فارسی «ابن سینا» را در مجموعه ی «تاریخ ادبیات ایران» بدین قرار ذکر می کند:

*از «ابن سینا» فیلسوف بزرگ، چند کتاب به زبان فارسی باقی مانده است که برخی از این آثاراحتمال دارد ترجمانی آثار شیخ باشند که غالباً از اختصاصات نثر قرن ششم یا بعد از آنند. از میان کتاب های شیخ قطعا «دانشنامه ی علایی» و کتاب «نبض» ازاوست.

«دانشنامه ی علایی»:
این کتاب را شیخ به خواهش «علاء‌الدوله کاکویه» نوشته‌ و آن را به قصد تحقیق در منطق و طبیعیات و هیئت و موسیقی و مابعد‌الطبیعه تصنیف کرد اما جز به تحریر قسمت منطق و الهیات و طبیعیات، توفیق نیافت و بقیه را شاگرد او «ابوعبید جوزجانی» به عهده گرفت.

«رساله ی نبض»:
این رساله شامل بحث در کیفیت آفرینش عناصر، مزاج ها و طبایع است و نیز و بحثی در نقش خون در بدن و نیز نبض و انواع آن دارد. این کتاب از جمله‌ نخستین کتاب هایی است که در فن طب نگاشته شده و حاوی اصطلاحات علمی متعدد به پارسی است.

رساله ی معراجیه یا «معراجنامه»:
این رساله را «ابن سینا» به خواهش یکی از دوستان خود نگاشته و درباره ی پدیده ی معراج است و این که معراج، قاعدتاً  روحانی است نه جسمانی.

«کنوزا‌لمعزّمین»:
شرحی است در باب طلسم و جادوگری.

«ظفرنامه»:
ترجمه ای است از یک کتاب به زبان پهلوی که منسوب به بزرگمهر حکیم است. «ابن سینا» آن را برای «امیر نوح بن سامانی» ترجمه کرده است.

«حکمه الموت»:
ترجمه ای است از «حکم الموت» شیخ به عربی.

«رساله ی نفس»:
ترجمه ای است از «رساله ی نفس» شیخ به عربی. اصل آن در شانزده فصل و ترجمه ی فارسی آن نیز به همان شکل صورت گرفته است.

«المبدأ و المعاد»:
اصل عربی این کتاب نیز در دست است. بعید نیست که این نسخه ی فارسی، ترجمه ی آن باشد.

«اثبات‌ النبوه»:
یا رساله ی نبوت که اصل آن به زبان عربی بوده است. از ترجمه ی فارسی آن نیز نسخه هایی در دست است.

«علل تسلسل موجودات»:
نسخه هایی از آن به نام شیخ در دست است.

«رساله ی جودیه»:
این رساله در طب بوده و به نام سلطان «محمود غزنوی» است که باید در انتساب آن به «ابن سینا» تردید داشت.

«معیارالعقول»: در علم جرثقیل
«علم پیشین و برین»
• «رساله در منطق»
• «رساله ی عشق»:
این رساله ترجمه ای است از «رساله العشق» خود او.
• «رساله ی اکسیر»
• «رساله در اقسام نفوس»
• «فی تشریح الاعضاء»
• «رساله در معرفت سموم»
• «حل مشکلات معینه»
که گویا منسوب به شیخ است و نه از آن او.

«آثار ابوعلی سینا» در علم ریاضی:

مهمترین آثار «ابن سینا» را در علوم ریاضی باید در همان کتاب الشفا (جزء سوم شامل: الارثماطیقی ـ علم الموسیقی ـ علم الهیئه) دید. با این حال، «ابن سینا»، رسالات جداگانه ای هم در اصول و فروع علم ریاضی دارد مانند:

«الزاویه» یا «تحقیق مبادی الهندسه»، «رؤیه الکواکب باللیل لا‌بالنهار»، «رساله فی الموسیقی»، «الفلک و المنازل» یا «المختصر فی علم الهیئه»، «فی سبب قیام الارض فی وسط السماء»، «ابطال احکام النجوم»، «فی ابعاد‌ الظاهره‌ للاجرام السماویه».

شاگردان ابن سینا:

تندیس ابوریحان بیرونی و ابوعلی سینا
تندیس ابوریحان بیرونی و ابوعلی سینا

ابن سینا علاوه بر آثار خود شاگردان دانشمند و کارآمدی به مانند ابوعبید جوزجانی، ابوالحسن بهمنیار، ابو منصور طاهر اصفهانی و ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی را که هر یک از ناموران روزگار گشتند تربیت نمود، که هر کدام دانشمند بزرگی در زمان خود شدند. از میان شاگردان او این چند تن سرشناس‌ترند:

  • ابوالحسن بهمنیار بن مرزبان شاگرد بسیار معروف ابن سینا است که برخی از آثار او در دست است. وی از زرتشتیان آذربایجان بود.[ولی بعدها مسلمان شد و کنیهٔ ابوالحسن را برگزید. چنان‌که بسیاری از ارباب تواریخ به این مطلب تصریح کرده‌اند و از نوشته‌های خود ابوالحسن بهمنیار از جمله التحصیل چنین مطلبی تأیید می‌شود. یکی از کتاب‌های ابن سینا به نام المباحث بیشتر شامل جواب سؤالات اوست.
  • ابوعبیدالله عبدالواحد بن محمد جوزجانی از سال ۴۰۳ هجری تا هنگام مرگ ابن سینا پیوسته در خدمت او بوده‌است و پس از مرگ او به گردآوری و تألیفِ آثار او پرداخت. تبحر او در ریاضیات بود. کتاب سه جلدی دانشنامه علایی پس مرگ ابن سینا، توسط او تکمیل شد.
  • ابوعبدالله محمد بن احمد المعصومی یکی دیگر از شاگردان مشهور ابن سینا است که رسالةالعشق را ابن سینا به نام او نوشت. وقتی نزاع علمی بوعلی سینا و ابوریحان بیرونی بر اثر برخی گفتارهای ابوریحان منقطع شد معصومی ادامهٔ بحث با ابوریحان را به عهده گرفت.
  • شیخ علی نسائی خراسانی یکی دیگر از شاگردان ابن سینا که ناصر خسرو هم در سفرنامه اش از وی نام می‌برد.
  • ابومنصور حسین بن طاهر بن زیله اصفهانی از دانشمندان ایرانی قرن چهارم و پنجم هجری و از شاگردان ابن سینا بود. وی در دانش‌های زمان خود بیشتر در ریاضیات مهارت داشت. او در سال ۴۴۰ هجری درگذشت.

میراث و جایگاه امروزی

تأثیر بر اروپا:

انتقال علوم یونانی توسط مسلمانان و ترجمه آثار عربی به لاتین، نخستین رنسانس یعنی تجدید حیات علمی را در جنوب اروپا سبب شد. این رنسانس در قرن دهم در سیسیل آغاز شد و در قرن دوازدهم در طُلَیطُلَه (تولدو) درخشید، سپس از آن بزودی به فرانسه رسید. دو اثر اصلی ابن سینا (شفا و قانون) وی را در اروپا به صورت استاد بی‌بدیل طب و علوم طبیعی و فلسفه درآورد.

القانون فی الطب
القانون فی الطب

از قرن دوازدهم تا شانزدهم پایه‌های علمی و عملی پزشکی، تعلیمات ابن سینا بود. با آثار ابوبکر محمد بن زکریای رازی نیز آشنا بودند و او را طبیب معالجی بهتر از ابن سینا می‌شمردند، ولی قانون مجموعه تعلیمی بی‌نظیری به‌شمار می‌رفت و کتاب «کلیات فی الطب» ابن رشد تنها با قسمت اول کتاب قانون مطابقت داشت.

قانون توسط ژرارد کرمونائی میان سالهای ۱۱۵۰ و ۱۱۸۷ به تمامی ترجمه شد و روی هم رفته هشتاد و هفت ترجمه از آن به عمل آمد که البته بعضی، از آن‌ها فقط شامل قسمتی از این کتاب بود. بیشتر ترجمه‌ها به لاتینی بود، ولی چندین ترجمه به عبری در اسپانیا و ایتالیا و جنوب فرانسه نیز انجام شد. ترجمه کتاب‌های طبی به خوبی ترجمه کتاب‌های فلسفی او نیست و بعضی کلمات یونانی که تحریف شده و به صورت عربی درآمده، در ترجمه‌ها به صورت نامفهوم و ناشناخته آمده‌است، و نیز بعضی اصطلاحات فنی عربی کمابیش به حروف لاتینی نقل شده و کاملاً نامفهوم است.

کتاب القانون فی الطب لابو علی شیخ الرئیس ابن سینا
کتاب القانون فی الطب لابو علی شیخ الرئیس ابن سینا

قانون اساس تعلیم طب در همه دانشگاه‌ها بود. در قدیمی‌ترین برنامه تعلیمی که تاکنون بدست آمده و مربوط به مدرسه طب منوپلیه است و در منشوری از پاپ کلمنت پنجم مورخ ۱۳۰۹مسیحی و نیز در تمام منشورهای پس از آن تا سال ۱۵۵۷ نام قانون آمده‌است. ده سال بعد جالینوس را بر ابن سینا برگزیدند، ولی کتاب قانون تا قرن هفدهم هنوز تدریس می‌شد.

چاپ متن عربی آن در رم نشانه آن است که چه اندازه ارزش برای این کتاب قائل بوده‌اند. چاسر در مقدمه کتاب «داستان‌های کنتربری» نوشته‌است که هیچ طبیبی نباید از قانون غفلت کند. تقریباً هرکس قسمت‌هایی از قانون و مخصوصاً فصول مربوط به تب‌ها یابیماری‌های چشم را، یا نوشته‌های کوتاهتری چون«مقالة فی النبض» یا «رساله در بیماری‌های قلبی» را در اختیار داشت. همه مؤلفان عرب از قرن هفتم تا قرن دهم ه‍.ق /سیزدهم تا شانزدهم م. از خوان نعمت ابن سینا برخوردار بوده‌اند – حتی اگر مانند پدر ابن زهر نسبت به او تردید نشان داده یا مانند ابن نفیس به تکمیل قانون پرداخته باشند.

ابن سینا فیلسوف :

ابن سینا بسیار پیرو فلسفه ارسطو بود و از این نظر به استادش فارابی شباهت دارد. مبحث منطق و نفس در آثار او در واقع همان مبحث منطق و نفس ارسطو و شارحان او نظیر اسکندر افرودیسی و ثامیسطیوس است.

اما ابن سینا هرچه به پایان عمر نزدیک می‌شد، بیشتر از ارسطو فاصله می‌گرفت و به افلاطون و فلوطین و عرفان نزدیک می‌شد. داستان‌های تمثیلی او و نیز کتاب پرحجم منطق المشرقین که پایان عمر تحریر کرده بود، شاهد این مدعاست. متأسفانه امروزه از این کتاب تنها پیش گفتارش در دست است؛ ولی حتی در همین پیش گفتار نیز ابن سینا به انکار آثار دوران ارسطویی خویش مانند شفا و نجات می‌پردازد.

نام گذاری‌ها به نام ابن سینا:

تندیس ابن سینا در دانشگاه آتونومای مادرید اسپانیا
تندیس ابن سینا در دانشگاه آتونومای مادرید اسپانیا

در سمت پنهان ماه دهانه‌ای به افتخار ابن سینا به نام وی دهانه ابن سینا نام‌گذاری شده‌است. در تهران، شیراز، مشهد و اصفهان، و همچنین؛ استانبول، هراره، بوبینی فرانسه بیمارستان‌هایی به افتخار وی نام‌گذاری شده‌اند. یک مرکز جراحی در نیویورک به افتخار وی نام‌گذاری شده‌است. در ساسکس شرقی انگلستان یک کالج طب چینی به نام وی نام‌گذاری شده‌است. در پاکستان یک کالج پزشکی به نام ابن سینا وجود دارد. در مجارستان یک کالج بین‌المللی با نام ابن سینا وجود دارد. ژورنال بین‌المللی بیوتکنولوژی به نام ابن سینا در تهران فعالیت می‌کند. پژوهشگاه ابن سینا در تهران به افتخار وی نام‌گذاری شده‌است. چندین مدرسه و مرکز آموزشی در ایران نیز به نام وی نام‌گذاری شده‌اند.

به گفته ابوعلي سينا اگر سه نکته را رعایت کنید؛ زندگی آرامی خواهید داشت:

 وقتی خوشحال هستید قول ندهید.

وقتی خشمگین هستید جواب ندهید.

وقتی ناراحت هستید تصمیم نگیرید.

جایزه ابن سینا یونسکو

Avicenna Unesco Medal مدال ابن سینا یونسکو
Avicenna Unesco Medal مدال ابن سینا یونسکو

سازمان یونسکو هر دو سال یک بار جایزه‌ای به نام ابن سینا را از میان افرادی که در فلسفه اخلاق و علم پیشرو هستند اهدا می‌کند.

جایزه ابن سینا آلمان

شیرین عبادی در حال دریافت جایزه ابن سینا آلمان
شیرین عبادی در حال دریافت جایزه صلح ابن سینا آلمان

در سال ۲۰۰۵ میلادی دکتر «یاشار بیلگین» ترک تبار (عضو حزب راست‌گرای اتحادیه دموکرات مسیحی آلمان) با همکاری چند فرد دیگر، کانونی عام‌المنفعه به نام “آویسنا پرایز” (Avicenna-Preis e.V) در شهر فرانکفورت آلمان بنیان نهاد تا سالانه به انتخاب هیئت داوران «جایزه ابن سینا»را به افراد یا سازمانهایی که در راه تفاهم فرهنگی ملت‌ها کوشا بوده‌اند اعطاء کند. مبلغ سقفی این جایزه تا یکصد هزار یورو تعیین شده که از طرف شخصیت‌های حقوقی و حقیقی مختلف مهیا می‌گردد.

هدیهٔ ایران به سازمان ملل

ابوعلی سینا در سازمان ملل.وین
ابوعلی سینا در سازمان ملل.وین

دولت جمهوری اسلامی ایران در ژوئن ۲۰۰۹ به عنوان نشانی از پیشرفت علمی صلح‌آمیز ساختمان-مجسمه‌ای به شکل چهارتاقی که ترکیبی از سبک‌های معماری و تزئینات هخامنشی و اسلامی در آن دیده می‌شود را به دفتر سازمان ملل متحد در وین هدیه داد که در محوطهٔ آن در سمت راست ورودی اصلی قرار داده شده‌است. در این چهارتاقی مجسمه‌هایی از چهار فیلسوف ایرانی خیام، ابوریحان بیرونی، زکریا رازی و ابوعلی سینا قرار دارد.[

مرگ شیخ الرئیس پور سینا:

مستندترین گزارش از مرگ ابن سینا از ابوعبید جوزجانی شاگرد اوست که تا پایان عمر همراه او بود:

همه نیروهای شیخ به کمال بود اما نیروی آمیزش با زنان در وجود وی از دیگر نیروهای شهوانی افزون بود و در این کار زیاده روی می‌کرد. روزی از سوی یاران، زیان زن دوستی و پرخوری و شب زنده داری که شیخ در این هر سه افراط می‌کرد به وی گوشزد شد. شیخ پاسخ داد: خدای بزرگ از نیروهای جسمی و روحی مرا بهرهٔ فراوان بخشیده‌است و من باید از همهٔ این نیروها نیک بهره برگیرم و به موقع برخوردار شوم. زیادهروی در شهوات سرانجام جسم نیرومند شیخ را فرسوده کرد. هنگامی که علاﺀالدوله با تاش فراش می‌جنگید و پورسینا همراه وی بود، بیماری قولنج گریبان شیخ را گرفت. شیخ از ترس آنکه مبادا در هنگام کارزار و فرار امیر زمینگیر شود و از همگامی با او بازماند، در یک روز هشت بار دستور تنقیه داد که در اثر زیادهروی روده‌هایش زخم شد. چون در کار درمان ورزیده بود، خویشتن را به داروهای مناسب اندکی بهبود بخشید اما علیل گشت زیرا از غذا پرهیز نمی‌کرد و از همنشینی با زنان دستبردار نبود. در نتیجه بیمای قولنج وی گاهی زورآور می‌شد و زمانی تسکین می‌یافت تا آن هنگام که در رکاب علاﺀالدوله به سوی همدان رهسپار گردید. در این سفر بیماری شیخ به شدت گرایید و چون به همدان رسید، دانست که نیروی جسمانی خود را چنان از دست داده که دیگر از غذا و دارو کاری ساخته نیست. از این رو از درمان خویش دست کشید و گفت: «مدبر تن من از تدبیر فرومانده و درمان بی‌فایده است.» چند روزی بر این حال بود تا دیده از جهان فروبست. جسمش را در همدان به خاک سپردند. در آن هنگام پنجاه و هشت ساله بود

*شرح روز های پایانی زندگی ابن سینا در  رساله اضحویه او به تصحیح حسین خدیو جم، انتشارات اطلاعات، ص 24 آمده است.

غذای روح بود باده ی رحیق الحق

به رنگ زنگ زداید ز جانِ اندهگین

به طعم تلخ چو پندِ پدر ولیک مفید

مِی از جهالتِ جهّال شد به شرع حرام

حلال گشته به فتوای عقل بر دانا

شراب را چه گنَه گر که ابلهی نوشد
که رنگ و بوش کند رنگ و بوی گل را دق

همای گردد اگر جرعه‌ای بنوشد بَق

به پیش میطل باطل به نزدِ دانا حق

چو مَه که از سببِ منکرانِ دین شد شَق

حرام گشته به احکامِ شرع بر احمق

زبان به هرزه گشاید دهد ز دست ورق

منابع:

  1. https://www.borna.news/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%B9%DB%8C-4/449334-%D9%85%D8%AC%D8%B3%D9%85%D9%87-%D8%A8%D9%88%D8%B9%D9%84%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%B2%D9%87-%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86
  2. http://www.parvaresheafkar.com/biography/biography-avicenna-astronomy
  3. https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D8%B3%DB%8C%D9%86%D8%A7

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *