امروز‌ :آذر 21, 1398

ابوحذیفه واصل بن عطا بنیانگذار مکتب فلسفی-کلامی اعتزال در اسلام

ابوحُذَیفه واصِل بن عَطاء بَصری مَدنی، متکلّم مشهور قرن دوّم هجری قمری و بنیانگذار فرقه یا مکتب کلامی معتزله دراسلام اوست.

ابوحُذَیفه واصِل بن عَطا ء در سال 80 (ه،ق) در شهر یثرب به دنیا آمد ولی به شهر بَصره کوچ نمود و هم در همان شهر در سال 131(ه،ق) فوت کرد.

ولادت و بردگی

برخی گویند بهنگام ولادت برده یا غلام بوده است؛ برده بنی مخزوم،بنی ضَبّه،بنی هاشم و یا محمّد بن حَنَفیه هرچند که درمجموع بردگی او به قطعیّت روشن نیست یا اگر هم بوده چگونگی آزادی او مشخص نیست. او آنقدر آزاد بوده که بتواند یک مکتب کلامی-فلسفی که در مورد مسائل سیاسی و اجتماعی دوران خود هم (خلافت بنی امیّه) اظهار نظر میکند، در جامعه اسلامی ایجاد کند.

از نژاد او هم به قطع اطمینان نیست ولی احتمال ایرانی بودن او هم هست که قابل اثبات نیست.

سیر زندگی واصِل بن عَطاء

او تابعین رسول الله (ص) است. در یثرب از اصحاب نبیّ اکرم(ص) و دیگر طائعین خدا و تابعین رسول خدا(ص) بویژه از حسن بن ابوالحسن یسار بَصری و ابوهاشم حَنَفیه، عبدالله بن محمد بن علی بن ابی طالب (ع) و دیگر پسر محمّد بن علی (ع) ،حسن، کسب علوم کرده است.

بعضی چون ابولقاسم کَعبی و عبدالجبّار همدانی نقل کرده اند که واصل بن عطا از خود شخص محمّد حنفیه،ابن علی(ع) هم کسب علم کرده ایت که بنا زمان فوت محمّد حنفیه که به سال 81 هجری قمری بوده است با عقل راست نمی آید چراکه واصل در آن زمان یکسال بیش نداشته است.

واصل از منطقه یثرب (شهر مدینه) به شهر بصره مهاجرت می کند و به مجالس درس حسن بصری _که خود از شیعیان امام علی(ع) میباشد و از ایشان علم آموخته است_ می رود که می گویند 4 سال در آن مجلس خاموش می ماند.

ابوحذیفه واصل بن عطا در مجلس حسن بصری
ابوحذیفه واصل بن عطا در مجلس حسن بصری

ولی واصل بن عطا خارج از مجالس حسن بصری با بسیاری از پیروان مذاهب و فِرَق گوناگون (حتّی خوارج) مناظره و مباحثه می کرد. او در بصره شخصیت هایی همچون جَهم‌ بن صَفوان [بنیانگذار مکتب یا فرقه جهمیّه]،بشار بن بُرد بن يرجوخ العُقيلي [شاعر]، عمرو بن عبید را شناخت.

واصل با همشیره عمرو بن عبید وصلت کرد و از او صاحب فرزند نشد.

ابوحُذَیفه واصِل بن عَطاء به غزّال معروف است از آن رو که امامِ مسجد غزّال شهر بصره بود.

دوران خرد گرایی در اسلام پس از مکتب معتزله یا اعتزال آغاز شد و ابوحُذَیفه واصِل بن عَطا ء وعمرو بن عُبَید در ابتدا در آن بیشترین نقش را ایفا می کردند.

واصل بن عطا در به درستی بیان کردن حرف ” راء” مشکل داشت اما با بلاغتی که داشت از ترکیب واژگانی استفاده می کرد که حرف ” راء” در آنها نباشد.

ویژگی شخصیّتی واصل بن عطا

او بسیار بلیغ و فصیح سخنرانی میکرد و بسی زاهد بود. از عمرو بن عُبَید نقل است که گفته:

هرگز از واصل گناهی ندیدم در این 20 سال که با وی بودم

در دورانی که واصل بن عطا به سر میبرد به دانش های به درد بخور در عمل توجه خاصّی می شد از اخبار به ما رسیده است که متکلّمان دوران او در برخورد با مذهب ها و اعتقادات دین های مختلف به او رجوع می کردند. واصل به فلسفه یونانیان آگاهی نداشت،درصورتی که معتذلیّون پس از او از دانش یونانیان بهره برده اند، ولی او به عقاید دینی-مذهبی گوناگون عهد خودش{همچون سَمَنیّه (که به قدمت عالم و تناسخ اعتقاد دارند) ،دهریّه (که منکر آفریدگارند و میپندارند روزگار به خودیِ خود همیشه بوده و خواهد بود)،زندیقیان و پیروان مانیِ نبی (مانویان)} واقف بود.

فلاسفه یونان
فلاسفه یونان

کوشش واصل در تبلیغ دین

حتماً بخوانید: ابوبکر بن شهاب الزُّهری اوّلین تدوینگر اخبار

واصل بن عطا در اسلام از اوّلین کسانی از تابعین است که پیروانش را به عنوان مبلّغ دین اسلام به نواحی پیرامون جهان اسلام می فرستاده است تا با پیروان سایر مذهب ها و دین ها به بحث و جدل و مناظره بپردازند.

نقل است که یکی شاگردان و فرستادگان او به نام عبدالله بن حارث، به حدیّ مردم را در غرب سرزمین های اسلامی به عقاید خود جذب نمود که در کازابلانکا یا دارالبَیضاء،مشهورترین شهر مراکش، عدّه ای خود دار واصلیه می نامند. این مطلب درکتابی، الکتاب‌ المَشرِقیین مِن اَصحاب ابی‌حُذَیفه الی اَخوانهم بالمَغرب، از یکی از شاگردانش پیداست.

مسجد دارالبیضاء یا کازابلانکا
مسجد دارالبیضاء یا کازابلانکا

واصل بن عطا  قاسم‌ بن صَعدی را به کشور یمن، و ایوّب‌ بن اوثر (اوتر، اوتن) را به کشور الجزیره، حسن‌ بن ذکوان را به شهر کوفه،عثمان‌بن ابوعثمان‌الطویل را به کشور ارمنستان فرستاد که عده زیادی را به مکتب اعتزال خواندند.

حَفص‌ بن سالم نیز از طرف وی به خراسان رفت تا با جَهم‌ بن صَفوان به مباحثه، مناظره و مجادله بپردازد.

زِید بن علی، ابوعُثمان زَعفرانی و بُشربن سعید نیز از شاگردان یا پیروان او خوانده شده اند.

آثار واصل بن عطا

خردگرایی و منطق و اندیشه در اسلام
خردگرایی و منطق و اندیشه در اسلام

تنها اثر به جا مانده از ابوحُذَیفه واصل بن عطاء خطبه ایست که به ثنا و تنزیه خداوند تبارک و تعالی و نبیّ اکرم(ص) میپردازد.خطبه خوانده شده تحت عنوان ” خطبه‌التی اخرج منهاالراء” [خطبه ای که حرف راء از آن بیرون آورده شده است] بسییار چاپ شده است مِن جمله در سال 1370 که عبدالسّلام هارون آنرا در قاره چاپ کرد.

کتاب هایی که به نام اوست عبارت اند از:

  • اصناف المرجئه
  • التّوبه
  • المنزله بین المنزلتین
  • معانی قرآن
  • خطب فی التوحید و العدل
  • ماجری بینه و بین عمرو بن عُبَید
  • سبیل الی المعرفۀ الحقّ
  • فی الدعوۀ
  • طَّبقات اهل العلم و الجهل
  • الفتیا
  • الالف مسالۀ فی الرَّد علی المانویۀ

تأسیس مکتب معتزله

حسن بصری و واصل ین عطا
حسن بصری و واصل ین عطا

پیدایش فرقه،نگرش یا مکتب معتزله بنا به آنچه که در کُتُب تَذکره و تاریخی یافت میشود در یکی از مجالس درس حسن بن ابوالحسن یسار بَصری، یکی از شاگردانش/مریدانش به نقطه نظرات مُرجِئه (مکتب کلامی در اسلام هستند که باور دارند درباره ایمان یا کفر شخصی در این سرا نمیبایست قضاوت نمود و باید که آن را به روز قیامت و قاضی آن واقعه سپرد) و خوارج (گروهی که بعد از حکمیت در جنگ صفین امام علی(ع) را کافر خواندند! و به انتصاب خلیفه توسط رسول الله معتقد نبودند! و…!) اشاره ای کرد و مشتاق شنیدن نظر استادشان بود؛ قبل از آنکه حسن بصری پاسخ گوید ، واصل بن عطا نطق کرد و گفت:

آنکه مرتکب گناه کبیره شده است نه مؤمن خالص و نه کافر خالص است بلکه منزلتی بین المنزلتَین داراست

سپس در گوشه مسجد کنار یکی از ستونها به تشریح نقطه نظر خود داد.

گویند که حسن بصری که علم و آگاهی داشته است گفته که “واصل از ما کناره گرفت” یا حتی گفته اند که حسن بصری او را اخراج میکند. الله اعلم. اما در هر صورت او از آن مجالس دوری میگزیند و رو به اعتزال می آورد از این رو مکتبی که بنا میکند را اعتزال و پیروانش را معتزله میشناسند.


حتماً بخوانید: عبد الرحمان بْن‌ِ اَبی لَیلیٰ حبیب ولی الله

باورهای معتزله

مکتب کلامی-فلسفی اعتزال
مکتب کلامی-فلسفی اعتزال

اهل اعتزال دارای 5 اصل میباشند که به اصول خمسه شهرت دارند که به اجمال از آنان یاد میکنم:

1. توحید

مهم ترین اصل آنان است. واصل بن عطا اصفاتی مانند اراده ، قوّت،علم که اصفات قدیمۀ خداوند هستند را نفی مینمود و میگفت که اگر کسی اصفات قدیمۀ برای او قائل شود به دو خدا قائل است که محال است دو خداوند قدیمِ اَزَلی وجود داشته باشد.

پیروان مکتب واصلیه بعدها که متون فلسفی را بررسی کردند متوجه شدند که آنان همه اصفات زائد بر ذات خداوند را انکار کرده اند و خودِ ذات حق تبارک وتعالی را علیم و قدیر دانسته اند.

توحید اصفات که برای اوّلینبار واصل بن عطا آنرا مطرح کرد، پیروانش آنرا به قبول اصفات ذاتِ اِله و رَدّ اصفات زائد بر ذات او بدل کردند؛چراکه به باور آنان،از اصفات زائد برذات میتوان به نتیجه وجود خدایان متعدد رسید. بنابراین بینش، مغتذله صفات در کلام خداوند در قرآن را به عینیّت تمام اصفات با ذات منزّه پرودگار تعبیر کرده اند.

2. عدل

واصل بن عطا باور داشت که کردگار مطلقاً عادل و حکیم است و جایز نیست که ظلم و بدی به ایشان منسوب شود. پادشاهان هرگز بسبب عمل به آنچه که فرموده بندگانش را عذاب کند.

فاعل شرّ و خیر،کفر و ایمان،معصیّت و طاعت بنده است و غیرممکن است که بنده به امری دستور داده شود که قادر به عمل به آن نباشد؛یعنی نفی تکلیفِ مالایُطاق.

پیروان مکتب کلامی-فلسفی اعتزال بعد از مطرح کردن صفت عدل و اثبات آن برای آفریدگار به نفی تفکر جبرگرایی جبریه میپردازند و برای بنی بشر اختیار قائل می شوند چراکه جبرگرایان پروردگار را فاعل همه امور انسان می دانند و او را فاقد تصیمیم و اختیار و اراده میدانند.

3. مَنزِلة بین المنزلتَین

پس از حَکمیّتی که در جنگ صفین اتفاق افتاد، مسالۀ برخورد با “مرتکب کبیره” مطرح شد.

گروهی به علّت آنکه از عهد و پیمان خود با خلیفه و وَلیّ حقّ خارج شدند و جلوی او(علی بن ابی طالب علیه السّلام) ایستادند و ایشان را تهدید به قتل کردند، خوارج خوانده شدند؛آنان به غیر از خودشان تمام جامعه اسلام را کافر میدانستند و کشتن آنان را جایز میدانستند!

از طرفی مُرجِئه ایمان و عمل را ازهم جدا میدانستند! و آنکه گناه کبیره انجام دهد را مؤمن میخواندند.

جواب حسن بصری در این باره وی آنکه ارتکاب کبیره کند را منافق خواند ولی واصل بن عطا گفت که چنین کسی را نمیشود به کفر متهم کرد چراکه به توحید مُقرّ است و دارای بعضی از اصفات ستوده را نیز هستند؛ ابن عطا کبیره کرده را فاسق خواند و گفت فسق حدّ وسط کفر و ایمان است و از آنرو که ما در روز قیامة یا در زمره اهل سعادتیم یا در زمره اهل شقاوت، از اهل فسق اگر توبه نکرده بمیرد، در جهنّم جاودان است.

این نظر و نگرش به “مَنزِلة بین المنزلتَین” معروف شد که اساسی ترین اصل آنان در تشکیل اعتزال است.

4. وَعد و وَعید

وَعد، پاداش معنی میدهد و وَعید تهدید به کیفر و انتقام و عَذاب میباشد. عدالت کِردِگار متعال ایجاب مینماید که در دار آخرت با نیکان، نیکویی کند و زشت کاران را با کیفر پاک کند. این بدآن معناست که خداوندگار در کلام خود صادق است و بر قول خود مبنی بر پاداش و جزا استوار است.

5. اَمر به مَعروف و نَهی از مُنکر

مُعتَزِله رعایت این اصل را الزام میدانند و آنرا برمبنای قُرآن،سنّت نبیّ اعظم(ص) به اثبات میرسانند. کسی که آنرا ردّ کند را کافر میشمرند. البته برای اجرای این اصل عامل باید معروف و منکر را به یقین بشناسد و نباید از روی پِنداشت و وَهم اقدامی کند.

برای آنان رعایت این اصل همانند جهاد در راه خدا با فاسقین و کفّار است و هرکس در حد توان خود باید به ان بپردازد.

از پیشوایان قول به قدر

واصل بن عطا را از قدریه میدانند چرا که به اختیار انسان در آعمال خویش باور داشته است و او را مسئول تمام اعمال خویش میدانسته است. البته قدرت انسان را از خداوند میدیده است.

تعبیر واصل از مُحکم و مُتِشابه

هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَيْكَ الْكِتَابَ مِنْهُ آيَاتٌ مُحْكَمَاتٌ هُنَّ أُمُّ الْكِتَابِ وَأُخَرُ مُتَشَابِهَاتٌ فَأَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ زَيْغٌ فَيَتَّبِعُونَ مَا تَشَابَهَ مِنْهُ ابْتِغَاءَ الْفِتْنَةِ وَابْتِغَاءَ تَأْوِيلِهِ وَمَا يَعْلَمُ تَأْوِيلَهُ إِلَّا اللَّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ يَقُولُونَ آمَنَّا بِهِ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنَا وَمَا يَذَّكَّرُ إِلَّا أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۷﴾


اوست آنكه بر تو این كتاب را نازل كرد؛ از آيات آن مُحكمات اند، اين آيه‌ها اُم‌ُّالكتابند، و بعضى آيه‌ها مُتَشابِهاتند؛ امّا آنانكه در دلهایشان ميل به باطل است، به سبب فتنه‌جويى و ميل به تأويل، از متشابهات پيروى مى‌كنند، [درصورتی که] هیچکس جز خدای تأويلش را نمى‌داند. و آنان كه در علم ثابت قدم اند مى‌گويند: ما بدآن ايمان آورديم، همه اش از جانب پروردگار ماست. و جز خردمندان متذکّر نمیشوند.


[آیه 7 سوره آل عِمران]

در تعبیر معنا و مفهوم آیات محکم و متشابهات در این قول پادشاه حقِّ متعال بین علما اختلاف است و ابوحذیفه واصل بن عطاء، در تفسیر آن نقطه نگاه خاصی دارد؛ او منظور از محکمات را معاصی ای میداند که یزدان عذاب و عقوبت آن را به صراحت بیان نموده و منظور از متشابهات را معاصی میداند که پروردگار عقوبت و عذاب آن را صریح نفرموده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *